السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
148
جواهر البلاغة ( فارسى )
المبحث الثامن فى الاستعارة باعتبار اللفظ المستعار 1 - إذا كان اللّفظ المستعار اسما جامدا لذات كالبدر إذا استعير للجميل أو اسما جامدا لمعنى كالقتل إذا استعير للضرّب الشّديد سميّت الاستعارة أصلية فى كلّ من التّصريحيّة و المكنيّة كقوله تعالى : بحث هشتم دربارهء استعاره به اعتبار لفظ مستعار است . 1 - زمانى كه لفظ مستعار ، اسم جامد براى ذات باشد مانند « بدر » وقتى كه براى زيبا استعاره آورده شود ، يا اسم جامد براى معنى باشد مانند « قتل » هنگامى كه براى زدن شديد استعاره آورده شود ، اين استعارهء اصليّه ناميده مىشود چه تصريحيّه باشد و چه مكنيّه . مانند سخن خداى برين : « كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » « 1 » كتابى است كه آن را به سوى تو فرود آورديم تا مردم را از تاريكىها به سوى روشنايى بيرون آورى . « 2 »
--> - همان چيز وهمى است ، اين سه اعتبار دليل ندارد و هيچ نيازى به آنها نيست . 3 - عقيدهء صاحب كشاف است . بدين شكل كه آن استعاره گاه مصرّحهء تحقيقيه و گاه تخييليه است . يعنى اثبات آن مجازى است . [ يعنى مجاز عقلى است ] . 4 - عقيدهء صاحب كتاب السمرقنديه مثل عقيدهء صاحب كشّاف است تنها با اين فرق كه صاحب كشّاف مدار اقسام را گسترش داشتن يا گسترش نداشتن مىداند . و صاحب السمرقنديه مدار را امكان يا عدم امكان مىداند . يادآورى : فرق بين آنچه قرينهء استعارهء بالكنايه قرار مىگيرد و بين آنچه بنا بر عقيده سكاكى تخييل قرار مىگيرد يا بنا بر مذهب صاحب كشاف در برخى از موارد و همينطور بنا بر اختيار صاحب كتاب « السمرقنديه » استعارهء تحقيقيه قرار مىگيرد يا اثبات آن بنا بر مذهب پيشينيان و صاحب كشاف در بعضى از موارد و همينگونه بنابر عقيدهء صاحب كتاب « السمرقنديه » تخييل است ؛ خلاصه فرق بين قرينهء استعارهء بالكنايه براساس مذاهب گوناگونى كه گفته شد و بين آنچه زايد بر قرينه مىباشد « قوّت اختصاص » يعنى داشتن ويژگى بيشتر و اختصاص قويتر به مشبّهبه است . پس هركدام ارتباطش قويتر باشد آن قرينه است ، و آنچه غير آن است ترشيح است . مثل « نشب » در سخن تو كه مىگويى : « مخالب المنيّة نشبت بفلان » چنگالهاى مرگ در فلانى فرو رفته است . بىترديد « مخالب » ( چنگالها ) نسبت به « نشب » اختصاص و وابستگى قويترى به « سبع » ( درنده ) دارد . براى اينكه « مخالب » پيوسته ملازم « سبع » است و « نشب » چنين نيست . ( 1 ) - ابراهيم ، 1 ( 2 ) - در اجراى استعاره ، در آيهء نخست گفته مىشود : « ضلالت » به « ظلمت » تشبيه شده است . و جامع و وجهشبه در هركدام راه نيافتن است . و لفظى كه دلالت بر مشبّهبه كه « ظلمت » است مىكند بر « ضلالت » كه مشبه است به شيوهء استعارهء تصريحيهء اصليه استعاره آورده شده است . [ بنابراين لفظ « ظلمات » مستعار جامد است ] .